تأملی بر پیروزی ملت ایران در برابر جنگ و مسئولیت تاریخی پس از صلح
نویسنده: رحیم کاظمی سرشت
تاریخ: ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
ملت بزرگ ایران،
تاریخ هر ملت لحظاتی سرنوشتساز دارد؛ لحظاتی که نسلهای آینده بارها و بارها به آن بازمیگردند و درباره آن سخن میگویند. لحظاتی که در آن، اراده یک ملت در برابر سختترین آزمونها قرار میگیرد و مشخص میشود که آیا یک کشور صرفاً مجموعهای از مرزهای جغرافیایی است یا حقیقتی عمیقتر و ریشهدارتر در تاریخ و فرهنگ بشری.
امروز، پس از پایان جنگ و امضای پیمان صلح میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، ما در برابر یکی از همین لحظات تاریخی ایستادهایم؛ لحظهای که باید آن را به ملت ایران تبریک گفت، نه صرفاً برای پایان یک درگیری، بلکه برای اثبات یک حقیقت بزرگ: ایران را نمیتوان با زور از پا درآورد.
در طول این رویارویی، قدرتهای جهانی با این تصور وارد میدان شدند که با فشار نظامی، تحریم، تهدید، جنگ روانی و تخریب زیرساختها میتوانند یک ملت را دچار فروپاشی کنند. اما آنچه رخ داد، شکست همین محاسبه بود.
ملت ایران بار دیگر نشان داد که میان اختلاف سیاسی داخلی و دفاع از میهن تفاوتی روشن قائل است. مردمی که ممکن است در بسیاری از مسائل با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشند، هنگامی که پای استقلال، تمامیت ارضی و موجودیت کشور در میان باشد، در کنار یکدیگر میایستند.
این بزرگترین واقعیت این جنگ بود.
ایران در این نبرد تنها از مرزهای جغرافیایی خود دفاع نکرد؛ از حق موجودیت خود به عنوان یک ملت و یک تمدن تاریخی دفاع کرد. آنان که گمان میکردند با بمباران زیرساختها، با فشار اقتصادی، با تهدید به نابودی کشور و با رؤیای بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، خواهند توانست اراده یک ملت را در هم بشکنند، امروز ناگزیر شدهاند پای سند صلح را امضا کنند.
این صلحنامه صرفاً پایان یک جنگ نیست؛ اعترافی تاریخی به شکست این تصور است که میتوان سرنوشت ایران را از بیرون تعیین کرد.
برای درک اهمیت این لحظه، باید نگاهی به تاریخ معاصر ایران بیندازیم.
در دوران قاجار، ایران در برابر قدرتهای بزرگ زمان ایستاد، اما ضعف ساختارهای حکومتی و نظامی موجب شد بخشهای بزرگی از سرزمین تاریخی کشور از ایران جدا شود. نام عباس میرزا هنوز در حافظه تاریخی ایرانیان به عنوان نماد تلاش برای مقاومت و نوسازی باقی مانده است.
در جنگ جهانی دوم نیز ایران، با وجود اعلام بیطرفی، از اشغال قدرتهای خارجی در امان نماند. کشور آسیب دید، استقلال ملی تضعیف شد و مردم ایران بهای سنگینی برای رقابت قدرتهایی پرداختند که جنگشان از آن ایران نبود.
در دهههای بعد نیز ملت ایران بارها با تهدید، تحریم، فشار خارجی و جنگ مواجه شد.
اما آنچه امروز رخ داده است، از بسیاری جهات یک تجربه تاریخی متفاوت است.
برای نخستین بار در تاریخ معاصر، ایران توانست در برابر مجموعهای از فشارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی مقاومت کند و طرف مقابل را وادار سازد که راهحل سیاسی و توافق را بر ادامه رویارویی ترجیح دهد.
این دستاورد پیش از آنکه متعلق به دولتها یا جناحهای سیاسی باشد، متعلق به مردم ایران است.
مردمی که برخلاف انتظار دشمنان، نه به آشوب کشیده شدند، نه به جنگ داخلی تن دادند و نه اجازه دادند رؤیای فروپاشی ایران به واقعیت تبدیل شود.
این ملت بود که پیروز شد.
این ملت بود که نشان داد ایران تنها یک کشور نیست؛ یک هویت تاریخی و تمدنی است.
در این میان، نیروهای نظامی و مدافعان کشور نیز نقش مهمی در حفظ امنیت و تمامیت ایران ایفا کردند و شایسته قدردانیاند.
اما اکنون مسئولیت بزرگتری آغاز میشود.
پیروزی در میدان نبرد پایان راه نیست.
اکنون زمان آن رسیده است که این همبستگی ملی و این سرمایه عظیم اجتماعی به آزادی، توسعه، رفاه و مشارکت عمومی تبدیل شود.
مردم ایران در روزهای سخت کشور خود را تنها نگذاشتند.
اکنون زمان آن رسیده است که کشور نیز مردم خود را تنها نگذارد.
امروز زمان گشودن درهای زندانهاست، نه گسترش آنها.
امروز زمان شنیدن صدای منتقدان است، نه خاموش کردن آنان.
امروز زمان اعتماد به مردم است، نه هراس از مردم.
امروز زمان آن است که همه ایرانیان، با هر عقیده و گرایش سیاسی، فرصت مشارکت در ساختن آینده کشور را داشته باشند.
امروز زمان بازگرداندن نخبگان، دانشگاهیان، متخصصان، کارآفرینان و همه نیروهای توانمند ایران به صحنه مدیریت و سازندگی کشور است.
نیروهای نظامی و کارگزاران حکومتی که در میدان مقاومت نقشآفرین بودند، اکنون میتوانند نقش تاریخی بزرگتری ایفا کنند؛ نقشی که نه با سلاح، بلکه با گشودن راه آزادی، مشارکت ملی، آشتی اجتماعی و توسعه پایدار در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد.
اگر مقاومت در برابر تجاوز خارجی «پیروزی اصغر» بود، آزادی شهروند ایرانی، حاکمیت قانون، رفاه عمومی، کرامت انسانی و مشارکت آزادانه مردم در تعیین سرنوشت کشور، «پیروزی اکبر» خواهد بود.
در همین حال، مسئولیتی تاریخی نیز بر دوش نیروهای سیاسی، روشنفکران، فعالان مدنی و اپوزیسیون داخل و خارج کشور قرار دارد.
اکنون زمان ساختن ایران است.
همه آنان که دل در گرو آزادی، آبادانی و سربلندی ایران دارند، باید منافع ملی را بر اختلافات سیاسی مقدم بدانند و برای شکلگیری یک گذار مسالمتآمیز به سوی توسعه، آزادی و مردمسالاری همکاری کنند.
ایران در این جنگ نشان داد که شکستدادن یک ملت کهن و یک تمدن چند هزار ساله با قدرت نظامی ممکن نیست.
اما آینده ایران تنها با مقاومت ساخته نخواهد شد.
مقاومت شرط بقاست؛ اما آزادی، عدالت، توسعه، علم، رفاه و مشارکت ملی شرط پیشرفت است.
ایران در آزمون مقاومت سربلند شد؛ اکنون باید در آزمون آزادی، عدالت، توسعه، علم، رفاه و حکمرانی ملی نیز سربلند شود. تاریخ درباره جنگی که پایان یافت قضاوت خواهد کرد، اما داوری بزرگتر درباره صلحی است که از امروز آغاز میشود؛ صلحی که اگر با کرامت انسانی، مشارکت مردم و اعتماد به جامعه همراه شود، میتواند آغاز فصل تازهای در تاریخ ایران باشد.
زنده باد ایران.
زنده باد ملت ایران.

