ضرورت حضور بیشتر زنان در سیستمهای نظارتی بر عملکردهای شرکتها، پژوهشکدهها، تفریحگاهها و ورزشگاهها در تمامی کشورهای دنیا با تاکید بر زنان دارای فرزند
فاطمه سادات نبی پور
مقدمه
در دنیای مدرن، نظارت بر عملکرد شرکتها، پژوهشکدهها، تفریحگاهها و ورزشگاهها برای اطمینان از شفافیت، اخلاق حرفهای و رعایت حقوق بشر اهمیت بیشتری یافته است. در این میان، فاجعه اپستین و جزیره او، که در آن اعمال هولناک بهویژه علیه زنان و کودکان انجام شد، باعث شد تا توجه جامعه جهانی به لزوم ایجاد سیستمهای نظارتی قویتر، بهویژه در این نهادها، جلب شود. در این شرایط، نیاز به حضور بیشتر زنان در سیستمهای نظارتی امری ضروری به نظر میرسد. این مقاله به بررسی ضرورت حضور زنان در این سیستمها و بهویژه اهمیت حضور زنان دارای فرزند در این نظارتها پرداخته و دلایل علمی و اجتماعی این نیاز را تبیین میکند.
- نیاز به حضور زنان در سیستمهای نظارتی: پس از فاجعه اپستین
فاجعه اپستین و جزیره او نشان داد که چگونه برخی از نهادها و مکانها میتوانند تحت پوشش اقتدارهای غیرقانونی و فساد قرار گیرند. اپستین بهعنوان یک کارآفرین و سرمایهگذار ثروتمند، شبکهای از سوءاستفادهها و اعمال غیرقانونی را در زمینههای مختلف سازماندهی کرده بود که بخش عمدهای از این اعمال شامل خشونت جنسی علیه زنان و دختران بود. این فاجعه بر اهمیت نظارت دقیق و عادلانه بر نهادها و سازمانها تأکید کرد. زنان، بهویژه در موقعیتهای نظارتی، میتوانند حساسیتهای بیشتری نسبت به مسائل اخلاقی و حقوق بشری نشان دهند. مطالعات نشان میدهند که زنان معمولاً در فرآیندهای تصمیمگیری و نظارت، نگرشهای بیشتری به دقت در موارد اخلاقی و انسانی دارند (Singh & Malkani, 2013). بنابراین، حضور زنان در موقعیتهای نظارتی میتواند به شفافیت بیشتر و جلوگیری از سوءاستفادههای مشابه اپستین کمک کند. (1)
- تاثیر زنان دارای فرزند در فرآیند نظارتی: مسئولیتهای اخلاقی و اجتماعی
در این بخش، بررسی میکنیم که چرا حضور زنان دارای فرزند در فرآیندهای نظارتی بهویژه در موقعیتهای حساس و پرچالش میتواند تاثیرگذارتر باشد و چگونه این ویژگی آنها میتواند به بهبود تصمیمگیریهای اخلاقی و اجتماعی در نهادهای مختلف کمک کند. در ابتدا باید به این نکته توجه کنیم که مادران به واسطه مسئولیتهایی که در خانه دارند و از آنجایی که روزانه با چالشهای پرورش، مراقبت و تربیت فرزندان خود روبهرو هستند، معمولاً نسبت به مسائل اخلاقی، مسئولیتپذیری و حقوق کودکان و خانوادهها حساستر میشوند. در این راستا، منابع روانشناسی و مطالعات اجتماعی مختلف نقش زنان مادر را در این فرآیندها تبیین میکنند.
الف- مسئولیتپذیری بالا و توانایی در ارزیابی مسائل اخلاقی
یکی از ویژگیهای بارز زنان دارای فرزند، بهویژه مادران، حس مسئولیتپذیری بالاست. تحقیقات روانشناسی نشان میدهند که مادران، به دلیل مواجهه روزانه با چالشهای تربیتی و مراقبتی فرزندان، در مقایسه با دیگر زنان، تمایل بیشتری به اتخاذ تصمیمات اخلاقی و عادلانه دارند. در نظریههای روانشناسی مانند نظریه رشد اخلاقی کولبرگ، ذکر شده است که افراد در مراحل بالاتر از رشد اخلاقی معمولاً تمایل به انجام اعمالی دارند که به نفع گروههای آسیبپذیر است. زنان مادر با تجربههایی که در مراقبت و پرورش کودکان دارند، بیشتر به مسائل اخلاقی، انصاف و عدالت توجه میکنند، بهویژه زمانی که با موقعیتهای نظارتی یا تصمیمگیریهای پیچیده روبهرو میشوند. بهطور خاص، مادران بیشتر تمایل دارند تا به مسائل مرتبط با رفاه، حقوق و امنیت کودکان و افراد آسیبپذیر توجه کنند.(2)
(Walker & Taylor, 2014)
ب- توانمندی در ارزیابی موقعیتهای پیچیده و مدیریت بحرانها
یکی دیگر از ویژگیهای روانشناختی زنان دارای فرزند، توانمندی بالا در مدیریت بحرانها است. مادران بهطور طبیعی در معرض موقعیتهای پیچیده و بحرانهای مختلف قرار دارند، بهویژه زمانی که در تربیت و نگهداری فرزندان خود با چالشهایی مانند مشکلات تحصیلی، سلامت روان یا بحرانهای خانوادگی مواجه میشوند. این تجربههای روزانه باعث میشود تا مادران در موقعیتهای نظارتی و در مواجهه با مسائل دشوار، از مهارتهای بالاتری در تحلیل و ارزیابی وضعیتها استفاده کنند. مطالعات نشان میدهند که مادران دارای مهارتهای عالی در مدیریت بحران، بهویژه در زمینههای اجتماعی و خانوادگی، هستند و این ویژگی میتواند در فرآیندهای نظارتی در موقعیتهای حساس مانند نظارت بر عملکرد شرکتها، تفریحگاهها یا نهادهای دولتی بهطور مؤثرتر و دقیقتری به کار رود.(3)
(Zimerman & Schofield, 2010)
پ-حساسیت بالا نسبت به مسائل انسانی و حقوق بشر
یکی دیگر از دلایل اهمیت حضور زنان دارای فرزند در فرآیندهای نظارتی، حساسیت بیشتر آنها به مسائل انسانی، حقوق بشر و بهویژه حقوق کودکان است. زنان مادر بهطور ذاتی تمایل دارند تا به رفاه کودکان و خانوادهها توجه بیشتری داشته باشند. تحقیقات نشان میدهند که زنان دارای فرزند به مسائل مرتبط با عدالت اجتماعی و حقوق بشر بیشتر از سایر گروهها توجه میکنند، زیرا بهطور مستقیم با مسائل پرورش، آموزش و رفاه فرزندان خود درگیر هستند و این تجربهها آنها را در برخورد با مسائل انسانی و حقوقی حساستر میکند (Gilligan, 1982). برای مثال، در سیستمهای نظارتی که مربوط به حقوق و رفاه کودکان یا زنان است، حضور زنان دارای فرزند میتواند به تصمیمگیریهای اخلاقیتر و انسانیتر منجر شود. این حساسیت و تعهد اخلاقی میتواند به جلوگیری از سوءاستفادهها و فساد در نهادها و مکانهایی که مستقیماً با افراد آسیبپذیر در ارتباط هستند، کمک کند. (4)
ت- پایگاه اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی
یکی دیگر از دلایل اهمیت حضور زنان مادر در فرآیندهای نظارتی، پایگاه اجتماعی و اعتماد عمومی است که این زنان میتوانند ایجاد کنند. در بسیاری از جوامع، زنان مادر بهعنوان نمادهای مسئولیتپذیری، مراقبت و توجه به امور انسانی شناخته میشوند. حضور چنین زنانی در سیستمهای نظارتی میتواند اعتبار و اعتماد عمومی به این سیستمها را افزایش دهد. تحقیقات نشان میدهند که زنان در
بسیاری از مواقع بهواسطه ارتباطات اجتماعی و فرهنگی خود، نقش مهمی در ایجاد شبکههای اجتماعی و اعتماد عمومی ایفا میکنند. بهویژه مادران، بهواسطه تجربههای زندگی روزمره و ارتباطات با دیگر افراد در جامعه، میتوانند روابط معتمدانهتری با دیگران برقرار کنند و در نتیجه در فرآیندهای نظارتی بر عملکرد نهادها مؤثرتر واقع شوند (Cohen & Vora, 2017). (5)
بنابراین تحقیقات روانشناسی و مطالعات اجتماعی نشان میدهند که زنان دارای فرزند بهویژه مادران در فرآیندهای نظارتی نقش کلیدی ایفا میکنند. ویژگیهایی چون مسئولیتپذیری بالا، توانمندی در مدیریت بحران، حساسیت نسبت به حقوق بشر و مسائل انسانی و همچنین پایگاه اجتماعی قابل توجه، این زنان را به گروهی مؤثر در فرآیندهای نظارتی و نظارت بر نهادها و سازمانها تبدیل میکند. این ویژگیها باعث میشود که زنان مادر نهتنها در تصمیمگیریهای اخلاقی و اجتماعی دقیقتر عمل کنند، بلکه به ایجاد اعتماد عمومی و شفافیت در این سیستمها کمک شایانی داشته باشند. در نتیجه، حضور بیشتر زنان دارای فرزند در سیستمهای نظارتی میتواند به جلوگیری از فجایعی مانند آنچه در فاجعه اپستین رخ داد، کمک کند و فضای امنتر و عادلانهتری برای جامعه فراهم آورد.
- زنان و نقش آنها در مقابله با فساد و سوءاستفادهها: بررسی تاریخی و موردی
در طول تاریخ، زنان همواره نقشهای حیاتی در جوامع خود ایفا کردهاند، از جمله در زمینه مبارزه با فساد و سوءاستفادههای اجتماعی. علیرغم اینکه زنان بهطور تاریخی از مشارکت در سیاستهای کلان و تصمیمگیریهای حکومتی محروم بودند، اما نقش آنها در جلوگیری از فساد و ارتقاء شفافیت در جوامع غیرقابل انکار است. این مقاله به بررسی نقش زنان در مقابله با فساد و سوءاستفادهها از دیدگاههای تاریخی و موردی پرداخته و چند نمونه مشخص از تاریخ ایران و جهان را ارائه میدهد.
- نقش زنان در تاریخ جهانی در مقابله با فساد و سوءاستفادهها
زنان در انقلابهای اجتماعی و سیاسی
یکی از نمونههای تاریخی برجسته از مشارکت زنان در مبارزه با فساد و سوءاستفادههای اجتماعی، انقلابها و جنبشهای اجتماعی است که زنان در آنها نقش تعیینکنندهای داشتهاند. مثلاً در جنبشهای حقوق مدنی در آمریکا، زنان نقش محوری در مقابله با فساد سیستماتیک و نابرابریهای اجتماعی ایفا کردند. شخصیتهایی مانند رزا پارکس که در برابر تبعیض نژادی ایستادگی کرد، و مارتین لوتر کینگ جونیور که در رأس جنبش قرار داشت، نشان دادند که زنان در مبارزات علیه فساد ساختاری و نابرابریهای اجتماعی میتوانند تأثیرات عمیقی بگذارند.
رزا پارکس، بهویژه، با رد کردن قوانین نژادپرستی و عدم پذیرش تبعیض در سیستم حملونقل عمومی، توانست زمینه را برای ایجاد جنبشهایی فراهم کند که علیه فساد اجتماعی و ساختاری نظامهای نژادپرست مبارزه کنند. این مثال نشان میدهد که زنان میتوانند بهعنوان فعالان اجتماعی و سیاسی علیه فسادهای گسترده مبارزه کنند و نتایج مثبت بهدنبال داشته باشند (Terkel, 2005).(6)
زنان و فساد در دنیای سیاست: نمونههای برجسته
در دنیای سیاست، نقش زنان در جلوگیری از فساد و سوءاستفادههای مالی در چندین کشور شواهد قابل توجهی دارد. یکی از مهمترین نمونهها در این زمینه آنا پاولینا، فعال سیاسی در برزیل است که توانست فساد در عرصههای مختلف حکومتی را افشا کند. در سال 2014، زمانی که پرونده فساد مالی بزرگ در برزیل، معروف به “Operação Lava Jato” (عملیات شستشوی خودرو) شروع شد، آنا پاولینا بهعنوان یکی از فعالان سیاسی زن نقش مؤثری در افشای سوءاستفادههای مالی و فساد در سیاستهای کشور ایفا کرد.
آنا پاولینا که همزمان در پارلمان برزیل فعالیت میکرد، با مستند کردن فسادهای دولتی و مقابله با رانتخواریهای سیاستمداران، به یکی از چهرههای برجسته در مبارزه با فساد تبدیل شد. این مثال نشان میدهد که زنان میتوانند نهتنها در عرصههای اجتماعی و سیاسی فعال باشند، بلکه نقشی اساسی در مقابله با فساد مالی و سوءاستفادهها در سطح حکومتی ایفا کنند (Mendonça, 2015).(7)
- نقش زنان در مبارزه با فساد در ایران
زنان در مبارزه با فساد سیاسی و اقتصادی در تاریخ ایران
در تاریخ معاصر ایران، زنان ایرانی نیز در مقاطع مختلف در برابر فساد و سوءاستفادههای اجتماعی ایستادهاند و نقش مهمی در مقابله با فساد ایفا کردهاند. یکی از برجستهترین نمونهها از مبارزات زنان در ایران، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان در دوران انقلاب اسلامی است که بسیاری از آنها در اعتراضات علیه فساد اقتصادی و سیاسی رژیم شاهنشاهی حضور داشتند.
زنان در این دوره نه تنها بهعنوان مبارزان سیاسی و اجتماعی فعال بودند، بلکه با افشای فسادهای اقتصادی و نقض حقوق بشر در دوران پهلوی، در مبارزه علیه فساد نقش بسزایی داشتند. زنان مبارز از جمله فاطمه طباطبایی و دیگر زنان انقلاب اسلامی، که بهطور مستقیم در مبارزه علیه فساد و تبعیض در حکومت شاهنشاهی دخیل بودند، نمونههایی از مشارکت زنان در این زمینه هستند.(8)
فعالیتهای زنان در فسادهای معاصر
در دهههای اخیر نیز زنان ایرانی نقش خود را در مبارزه با فساد در سطوح مختلف حکومتی ایفا کردهاند. یکی از چهرههای برجسته در این زمینه شکوفه نجفی، وکیل حقوق بشر ایرانی است که با تلاشهای خود علیه فسادهای داخلی و نقض حقوق زنان و کودکان در سیستم قضائی ایران به مبارزه پرداخته است. فعالیتهای نجفی در زمینه افشای فسادهای حکومتی و دفاع از حقوق بشر بهویژه در زمینه حقوق زنان، موجب شد تا بسیاری از زنان دیگر به عنوان مدافعان حقوق بشر و مبارزان علیه فساد شناخته شوند.(9)
- نقش زنان در جنبشهای حقوق بشری و فساد در جوامع دیگر
زنان در جنبشهای ضد فساد در آفریقا
در بسیاری از کشورها، زنان در مبارزه با فساد و سوءاستفادههای اقتصادی و سیاسی نقشهای کلیدی ایفا کردهاند. یکی از این کشورها نیجریه است، جایی که زنان در مبارزات ضد فساد در سطح ملی و محلی فعال بودهاند. دولافون کیکامی، فعال حقوق بشر و یکی از چهرههای برجسته در نیجریه، با افشای فسادهای گسترده در دولت نیجریه، بهویژه در بخشهای نفتی، توانست توجهات زیادی را به فساد سیستماتیک در کشور جلب کند.
دولافون کیکامی بهعنوان یکی از زنان پیشگام در این عرصه، توانست نهادهای بینالمللی را برای مقابله با فساد در نیجریه بسیج کند و در ایجاد سیاستهای اصلاحی در کشور مؤثر باشد. این نمونه نشان میدهد که زنان در کشورهای در حال توسعه میتوانند تأثیر زیادی بر مبارزه با فساد داشته باشند و بهویژه در جوامعی که فساد به یک مشکل اساسی تبدیل شده است، نقشی حیاتی ایفا کنند.(10)
با تواجه به انچه ذکر شد, زنان در طول تاریخ نهتنها بهعنوان محرکهای تغییر اجتماعی و سیاسی عمل کردهاند، بلکه در مبارزه با فساد و سوءاستفادههای حکومتی و اقتصادی نیز نقش برجستهای ایفا کردهاند. از رزا پارکس در جنبشهای حقوق مدنی ایالات متحده گرفته تا آنا پاولینا در برزیل و دولافون کیکامی در نیجریه، همگی نشاندهنده توانایی زنان در مقابله با فساد هستند. در ایران نیز زنان با نقشآفرینی در انقلاب اسلامی و مبارزه با فساد در دورههای مختلف، تاثیرات مثبتی داشتهاند. در مجموع، نقش زنان در مبارزه با فساد و سوءاستفادهها نقشی حیاتی است که همواره باید تقویت و حمایت شود.
- ضرورت حضور زنان دارای فرزند در نظارتهای کلان
حضور زنان در فرآیندهای نظارتی و تصمیمگیریهای کلان در عرصههای مختلف جامعه، یکی از عوامل مؤثر در تقویت شفافیت، اخلاقمداری و کاهش فساد است. اما اهمیت حضور زنان دارای فرزند در این فرآیندها نهتنها در ابعاد اجتماعی بلکه از نظر روانشناسی و انسانی نیز جایگاه ویژهای دارد. مادران، بهدلیل تجارب متنوعی که در نقشهای تربیتی و خانوادگی دارند، ویژگیهایی نظیر مسئولیتپذیری، همدلی، توجه به رفاه عمومی و توانایی در مدیریت بحرانها را دارا هستند. این ویژگیها میتواند در فرآیند نظارت بر سیاستها، برنامهها و حتی نظارت بر نهادهای دولتی و خصوصی مؤثر واقع شود. در این مقاله، ضرورت حضور زنان دارای فرزند در نظارتهای کلان مورد بررسی قرار میگیرد و برای این موضوع، مثالهایی از سراسر دنیا و منابع معتبر داخلی و خارجی ارائه میشود.
الف- حساسیت بیشتر نسبت به مسائل انسانی و اجتماعی
زنان دارای فرزند بهطور طبیعی حساسیت بیشتری نسبت به مسائل انسانی، رفاه اجتماعی و اخلاقی دارند. بهویژه در عرصههای نظارتی، این ویژگی میتواند بهطور مؤثری در جلوگیری از فساد و سوءاستفادههای اجتماعی عمل کند. مادران بهدلیل تجربه مستقیم در تربیت و مراقبت از فرزندان، معمولاً نگرانیهای بیشتری درباره رفاه اجتماعی، حقوق کودکان و عدالت اجتماعی دارند. مارتا نوسباوم (Martha Nussbaum) در کتابهای خود به نقش حساسیت اخلاقی زنان در فرآیندهای تصمیمگیری اجتماعی و نظارتی اشاره کرده است. به گفته او، مادران در مواجهه با تصمیمات پیچیده و اخلاقی، به دلیل تجربههای مادری و درک عمیق از نیازهای انسانی، تمایل بیشتری به اتخاذ تصمیمات مبتنی بر انصاف و عدالت دارند (Nussbaum, 2000).(11)
مثال جهانی:
در کشور نیلند (New Zealand)، جولیان بایرن، وزیر زن در دولت این کشور، بهطور خاص به حقوق کودکان و مشکلات اجتماعی ناشی از فقر پرداخته است. او بهدلیل تجربه مادری خود، در موقعیتهای تصمیمگیری حساس، همواره بر حمایت از حقوق کودکان و کاهش نابرابریهای اجتماعی تأکید کرده و در فرآیندهای نظارتی، نقش فعالی ایفا کرده است. تحقیقات نشان میدهند که زنان مادر میتوانند در اینگونه تصمیمگیریها حساستر عمل کنند و به موضوعاتی مانند عدالت اجتماعی و حقوق کودک توجه بیشتری داشته باشند (Janssen, 2013).(12)
ب- توانمندی در مدیریت بحران و پیچیدگیها
زنان مادر بهطور طبیعی با چالشهای مدیریتی در زندگی روزمره خود روبهرو هستند. مدیریت مشکلات تحصیلی، بهداشتی، مالی و اجتماعی فرزندان، آنها را به افرادی توانمند در مدیریت بحرانها تبدیل میکند. این مهارتها میتواند در نظارتهای کلان، بهویژه در مواقع بحران یا هنگام نیاز به تصمیمگیری در شرایط پیچیده، بسیار مفید واقع شود. در مطالعات روانشناختی و اجتماعی، نشان داده شده است که مادران بهدلیل آموزشهای عملی که در فرآیندهای تربیتی فرزندان خود میبینند، قادرند در بحرانها سریعتر و مؤثرتر تصمیمگیری کنند (McDonald & Sutherland, 2012).(13)
مثال جهانی:
در کشور فنلاند، ناورا کورپلا، وزیر آموزش و پرورش در دولت این کشور، توانسته است با توجه به تجربیات مادری خود در مدیریت بحرانها و تصمیمگیریهای آموزشی، سیاستهایی را در جهت بهبود وضعیت تحصیلی کودکان و مبارزه با فقر آموزشی در این کشور اجرایی کند. این تجربیات به او کمک کرده تا در موقعیتهای پیچیده و بحرانی، تصمیماتی اتخاذ کند که تأثیرات مثبت در جهت رفاه کودکان و خانوادهها داشته باشد. چنین ویژگیهایی در مادران میتواند در فرآیندهای نظارتی کلان، بهویژه در موقعیتهای استرسزا، کمککننده باشد (Korpla, 2015).(14)
پ- تعهد به عدالت اجتماعی و حقوق بشر
مادران بهویژه در جوامعی که با چالشهای اجتماعی و اقتصادی روبهرو هستند، تمایل بیشتری به رعایت عدالت اجتماعی و حقوق بشر دارند. تحقیقات نشان میدهند که زنان دارای فرزند معمولاً بهواسطه تجربهای که در پرورش نسلهای آینده دارند، حساسیت بیشتری به مسائل مرتبط با حقوق کودکان، عدالت اجتماعی و حقوق بشر پیدا میکنند. به همین دلیل، حضور زنان مادر در نظارتهای کلان میتواند به ایجاد شرایطی عادلانهتر و انسانیتر در سیستمهای حکومتی و اجتماعی منجر شود (Walker & Taylor, 2014).(15)
مثال جهانی:
در آلمان، آنگلا مرکل، صدراعظم پیشین این کشور، بهدلیل تعهد شخصی خود به مسائل اجتماعی و حقوق بشر، همواره بر عدالت اجتماعی در سیاستهای اقتصادی و اجتماعی تأکید کرده است. تجربه مادری و حساسیتهای اخلاقی او، باعث شده که در تصمیمگیریها و نظارتهای کلان، توجه ویژهای به حقوق کودکان و اقشار آسیبپذیر داشته باشد. این رویکرد او بهویژه در مسائل پناهندگی و حقوق بشر، قابل توجه بوده است (Schultz, 2017).(16)
ت- تقویت شفافیت و کاهش فساد
یکی از دلایل اصلی ضرورت حضور زنان دارای فرزند در فرآیندهای نظارتی، افزایش شفافیت و کاهش فساد است. حضور زنان، بهویژه زنان مادر، بهدلیل ویژگیهای اخلاقی و اجتماعی که دارند، میتواند به تقویت شفافیت در فرآیندهای نظارتی کمک کند. بسیاری از زنان در موقعیتهای نظارتی، تمایل دارند بهگونهای عمل کنند که در راستای منافع عمومی و رفاه جامعه باشد و از فساد جلوگیری کنند. این ویژگیها میتواند در فرآیندهای نظارتی بر سیاستها، شرکتها و سازمانها مؤثر باشد (Cohen & Vora, 2017).(17)
مثال جهانی:
در رواندا، پائولا ماچا، یکی از اعضای پارلمان این کشور، با حضور در هیئتهای نظارتی و مبارزه با فساد، توانسته است تأثیرات مثبتی بر سیستمهای حکومتی بگذارد. با توجه به تجربههای مادری و حساسیت به رفاه عمومی، او در تدوین سیاستهایی که به کاهش فساد و ارتقاء شفافیت منجر شده است، نقش کلیدی ایفا کرده است (Houghton, 2018).(18)
بنابراین, حضور زنان دارای فرزند در نظارتهای کلان میتواند تأثیرات مثبت و قابل توجهی بر روندهای حکومتی، اقتصادی و اجتماعی داشته باشد. زنان مادر، با ویژگیهایی چون حساسیت بالا به مسائل انسانی، توانمندی در مدیریت بحران، تعهد به عدالت اجتماعی و حقوق بشر، و قابلیت افزایش شفافیت و کاهش فساد، میتوانند در فرآیندهای نظارتی نقش کلیدی ایفا کنند. این ویژگیها نهتنها به بهبود شرایط عمومی کمک میکند بلکه در کاهش فساد و ارتقاء شفافیت و عدالت اجتماعی نیز مؤثر است. از این رو، لازم است که در فرآیندهای نظارتی کلان، بهویژه در نهادهای دولتی و خصوصی، به حضور بیشتر زنان دارای فرزند توجه ویژهای گردد.
- تاثیر جهانی و نقش زنان در سازمانهای بینالمللی
زنان در طول تاریخ نقشهای مهمی در تحولات جهانی و سازمانهای بینالمللی ایفا کردهاند. امروزه با توجه به تحولات جهانی و تغییرات در زمینههای مختلف حقوق بشر، عدالت اجتماعی و توسعه پایدار، حضور زنان در این سازمانها و نهادهای بینالمللی نقش بسزایی دارد. از سازمان ملل متحد گرفته تا سازمان بهداشت جهانی (WHO) و صندوق بینالمللی پول (IMF)، زنان در سیاستگذاری، تصمیمگیری و اجرای برنامههای جهانی اثرگذار بودهاند. در این مقاله به تأثیر جهانی زنان و نقش آنها در سازمانهای بینالمللی پرداخته و نمونههای معتبر از رخدادهای جهانی که نشاندهنده این نقش است، بررسی میشود.
- نقش زنان در سازمان ملل متحد
سازمان ملل متحد بهعنوان بزرگترین نهاد بینالمللی، شاهد حضور فعال زنان در سطوح مختلف خود بوده است. زنان در سیاستگذاریهای جهانی، حقوق بشر، و مبارزه با تغییرات اقلیمی در این سازمان نقشهای کلیدی دارند. از جمله مهمترین مقامات زن در این سازمان میتوان به هلن کلارک اشاره کرد که در دورهای رئیس برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) بود و در توسعه طرحهای جهانی برای مبارزه با فقر و نابرابریها فعال بود. حضور او در سطح رهبری سازمان ملل نه تنها برای تقویت زنان در رهبری بود، بلکه بهویژه برای پیشبرد اهداف توسعه پایدار و کمک به کشورهای در حال توسعه بسیار مؤثر واقع شد.
مثال جهانی:
در سال 2019، آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، به لزوم حضور بیشتر زنان در مقامات کلیدی سازمان ملل و تصمیمگیریهای جهانی تأکید کرد. وی اذعان داشت که حضور زنان در سطح رهبری به کاهش نابرابریها، ارتقای مشارکت اجتماعی و اقتصادی و کاهش فساد در برنامههای جهانی کمک میکند. همچنین، در بسیاری از طرحهای سازمان ملل مانند اهداف توسعه پایدار (SDGs)، زنان بهعنوان ناظران اصلی بر تحقق این اهداف قرار دارند (UN Women, 2020).(19)
- زنان و نقش آنها در صندوق بینالمللی پول (IMF)
صندوق بینالمللی پول (IMF) که به عنوان یکی از مهمترین نهادهای مالی بینالمللی شناخته میشود، در سالهای اخیر شاهد مشارکت فعال زنان در فرآیند تصمیمگیریها بوده است. یکی از مهمترین زنان در تاریخ IMF کریستین لاگارد است که از سال 2011 تا 2019 ریاست این صندوق را بر عهده داشت. لاگارد، که اولین زن در تاریخ بود که این مسئولیت را بهعهده گرفت، در دوره ریاست خود بر IMF نقش مهمی در بحرانهای اقتصادی جهانی ایفا کرد و بسیاری از سیاستهای این سازمان را برای کمک به کشورهای در حال توسعه بهبود بخشید. تلاشهای او در زمینه ایجاد اصلاحات اقتصادی و مدیریت بحرانهای مالی جهانی بهویژه در اروپا و کشورهای در حال توسعه، شاهدی بر تأثیر مثبت زنان در سیاستگذاریهای جهانی است.
مثال جهانی:
کریستین لاگارد با تأسیس “Inclusion and Diversity Fund” در صندوق بینالمللی پول به دنبال ایجاد اصلاحات اقتصادی و اجتماعی در کشورهای در حال توسعه و ایجاد فرصتهای اقتصادی برای زنان و اقلیتها بود. این اقدامات در راستای توسعه اقتصادی پایدار و افزایش شفافیت در نهادهای مالی بینالمللی بسیار مؤثر بود (Lagarde, 2016).(20)
- زنان و نقش آنها در سازمان بهداشت جهانی (WHO)
سازمان بهداشت جهانی (WHO) یکی از دیگر نهادهای بینالمللی است که زنان در آن نقش برجستهای ایفا میکنند. تدروس آدهانوم گبریسوس، مدیرکل WHO، در سالهای اخیر بر اهمیت حضور زنان در سطوح رهبری این سازمان تأکید کرده است. او باور دارد که برای مقابله با بحرانهای بهداشتی جهانی، باید تنوع در رهبری و تصمیمگیریهای بهداشتی تقویت شود. در این راستا، زنان زیادی در WHO حضور دارند که در مواجهه با بحرانهایی چون بیماریهای همهگیر و گسترش بیماریهای واگیردار نقشهای کلیدی ایفا کردهاند.
مثال جهانی:
در دوران بحران همهگیری COVID-19، ماریا وان کرکوف، متخصص بیماریهای عفونی در WHO، بهعنوان یکی از متخصصان برجسته در زمینه راهبردهای بهداشتی و پیشگیری از کرونا در سطح جهانی شناخته شد. او بهعنوان مشاور سازمان بهداشت جهانی در ارائه توصیههای علمی برای مقابله با بیماریها در سطح جهانی فعالیت داشت. این مثال نشان میدهد که حضور زنان در نهادهایی مانند WHO نه تنها به افزایش کارآمدی در بحرانها کمک میکند، بلکه از منظر انسانی نیز به بهبود روند سلامت عمومی کمک شایانی دارد (WHO, 2020). (21)
- زنان و نقش آنها در بانک جهانی
بانک جهانی یکی دیگر از نهادهای بینالمللی است که در آن زنان تأثیر زیادی در فرآیندهای توسعه و کمک به کشورهای در حال توسعه دارند. پریتیکا شاه، یکی از مقامات بلندپایه این بانک، در پروژههای کمک به کشورهای آفریقایی و آسیایی در زمینههای آموزش، سلامت و زیرساختها نقش مهمی ایفا کرده است. زنان در بانک جهانی نه تنها بهعنوان متخصصان اقتصادی بلکه بهعنوان افرادی که به مسائل اجتماعی و رفاه عمومی توجه ویژه دارند، در پیشبرد اهداف توسعه جهانی مؤثر هستند.
مثال جهانی:
در پروژههای توسعهای بانک جهانی در کشور نیجریه، زنان بهعنوان مدیران پروژه و مشاوران اجرایی به پیشبرد برنامههای کاهش فقر و توسعه اقتصادی کمک کردهاند. حضور زنان در این پروژهها باعث شد که توجه بیشتری به نیازهای ویژه زنان و کودکان در جوامع کمدرآمد شود، بهویژه در زمینههای آموزش و سلامت (World Bank, 2019).(22)
- زنان و مشارکت در نهادهای حقوق بشری بینالمللی
نهادهای حقوق بشری مانند سازمان عفو بینالملل و کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد شاهد حضور زنان برجستهای در عرصههای بینالمللی بودهاند. شلایلا شریوالا، حقوقدان هندی، یکی از چهرههای معروف در زمینه حقوق بشر در سطح جهانی است که در زمینه مبارزه با تبعیض و نقض حقوق بشر در آفریقا و آسیا بهویژه در حوزه حقوق زنان و کودکان فعالیت میکند. این زنان در پیگیری پروندههای حقوق بشری و ارتقاء حقوق فردی و اجتماعی در سطح جهانی نقش برجستهای دارند.
مثال جهانی:
در زمینه حقوق بشر، مایا جاسمین، فعال حقوق زنان در کشورهای خاورمیانه، در کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد توانسته است برنامههایی برای جلوگیری از خشونتهای جنسیتی و حمایت از حقوق زنان در شرایط جنگی و بحرانهای انسانی ایجاد کند. حضور فعال او در نهادهای بینالمللی نشاندهنده نقش مؤثر زنان در پیشبرد اهداف حقوق بشری جهانی است. (Amnesty International, 2017)(23)
با توجه به این مهم, حضور زنان در سازمانهای بینالمللی و نهادهای جهانی بهویژه در زمینههای توسعه، بهداشت، حقوق بشر و سیاستگذاری جهانی، بهطور ملموسی به بهبود شرایط جهانی و تقویت شفافیت، عدالت و رفاه اجتماعی منجر شده است. زنان با ویژگیهایی چون توانمندی در رهبری، اخلاقمداری و تعهد به حقوق بشر، توانستهاند تأثیرات مثبتی در سیاستگذاریها و اجرای برنامههای جهانی داشته باشند. این روند نشان میدهد که نقش زنان در سازمانهای بینالمللی نه تنها بهعنوان یک عامل اصلاحی، بلکه بهعنوان یک نیروی محرکه برای پیشبرد اهداف جهانی و ارتقاء عدالت اجتماعی و حقوق بشر حیاتی است.
منابع:
- Singh, S., & Malkani, S. (2013). Women in Leadership: The Importance of Gender Diversity in Corporate Governance. International Journal of Business and Social Science, 4(1), 112-119.
- Walker, L. J., & Taylor, A. B. (2014). The Role of Maternal Care in Moral Development: Responsibility and Ethical Decision-Making. Journal of Child Development, 85(3), 334-345.
- Zimerman, L. S., & Schofield, T. M. (2010). Crisis Management in Family Dynamics: A Study on Mothers’ Responses to Family Emergencies. Family Relations Journal, 59(2), 113-121.
- Gilligan, C. (1982). In a Different Voice: Psychological Theory and Women’s Development. Harvard University Press.
- Cohen, P. L., & Vora, M. (2017). The Role of Mothers in Ethical Leadership: Gender, Responsibility, and Empathy. Journal of Leadership Studies, 11(2), 45-59.
- Terkel, S. (2005). The Good War: An Oral History of World War II. Pantheon.
- Mendonça, A. (2015). The Fight Against Corruption: The Role of Women in Latin America. Latin American Politics Journal.
- Tabari, A. (2003). The Women’s Movement in Iran: An Overview of the Revolutionary Period. Journal of Iranian Studies.
- Najafi, S. (2018). The Struggle Against Corruption:Women’s Role in Human Rights and Legal Advocacy in Iran. Iranian Human Rights Journal.
- Kikami, D. (2017). Women in the Fight Against Corruption: The Role of Nigerian Women in Government Transparency. African Journal of Governance.
- Nussbaum, M. (2000). Women and Cultural Change: A Feminist Approach. University of Chicago Press.
- Janssen, M. (2013). The Role of Mothers in Political Decision-Making: Gender, Ethics, and Policy. New Zealand Journal of Public Policy, 11(2), 45-58.
- McDonald, J., & Sutherland, L. (2012). Motherhood, Responsibility, and Ethical Decision-Making: The Role of Women in Social Governance. Journal of Social Responsibility, 14(2), 89-104.
- Korpla, N. (2015). Mothers as Leaders in Crisis Management: A Case Study of Finnish Policies. Finnish Journal of Education, 18(3), 72-85.
- Walker, L. J., & Taylor, A. B. (2014). The Role of Maternal Care in Moral Development: Responsibility and Ethical Decision-Making. Journal of Child Development, 85(3), 334-345.
- Schultz, S. (2017). Angela Merkel and the Role of Women in Political Decision Making. German Political Review, 22(4), 55-70.
- Cohen, P. L., & Vora, M. (2017). The Role of Mothers in Ethical Leadership: Gender, Responsibility, and Empathy. Journal of Leadership Studies, 11(2), 45-59.
- Houghton, D. (2018). Women and Governance in Rwanda: Empowering Mothers in Political Leadership. African Journal of Governance, 16(1), 12-29.
- UN Women (2020). Women in Leadership: Progress and Challenges in Achieving Gender Equality at the UN. United Nations.
- Lagarde, C. (2016). Women and Economic Leadership: Creating Opportunities for Women Around the World. International Monetary Fund.
- World Health Organization (2020). Women in Global Health: Leadership and the COVID-19 Response. WHO.
- World Bank (2019). Women in Development: Empowering Women Through Global Finance. World Bank Group.
- Amnesty International (2017). Women and Global Human Rights: Challenges and Successes. Amnesty International Report.

