| رسانههای ملیِ همگانی بهمثابه شاخه چهارم دولت ❊سایت شخصی علی صدارت❊ |
صدارت: ایران وضعیت سودان را پیدا خواهد کرد مگر ما مردم چاره را در خود بیابیم، نه در مراجعه به قدرتها
علی صدارت در مصاحبه با آقای حسین جوادزاده از رادیوعصرجدید– ایران وضعیت سودان را پیدا خواهد کرد مگر ما مردم چاره را در خود بیابیم، و نه در مراجعه به قدرتها تاریخ تولید و انتشار: ۱۹ تیر ۱۴۰۵ | 10-07-2026 جمعه ❊ مطلب را به شکل صوتی، در👇همینجا👇بشنوید: ❊ ❊از تولیدات رسانههای سایت (سایت علی صدارت: رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)❊ https://alisedarat.com/2026/07/10/15645/ ❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊ ❊❊❊ خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط: ایران و خطر سودانی شدن ایران: چرا راه حل در احقاقِ حقِ استقلال نهفته است؟ در حالی که قدرتها خود را در باتلاقی اسیر کردهاند، و بعد از امضای تفاهمنامه، یک وضعیت هم جنگ و هم صلح ادامهدارد، شاهد موقعیت بسیار حساس و تعیینکننذهای هستیم. شرایطی که اگر به درستی آن را درک نکنم و منفعل بمانم،ممکن است اوضاع وطن بهقدری خراب شود که روزی برای ایران، حسرت وضعیت فاجعهبار امروز سودان را بخوریم!کشوری که در آتش جنگ، فجایع انسانی و تکهپارگی میسوزد، و گناه اصلی این فاجعهٌ حقوقِ بشری، بر گردن سودانیهایی است که به قدرتها در دنیا و در منطقه رجوع کردهاند. تجاوز به حقِ استقلال! پرسش اصلی و سادهای که هر یک از ما باید از خود بپرسیم، و قبل از آن من از خودم باید بپرسم این است: «آیا منمیتوانم کاری انجام دهم یا باید بنشینم و ببینم قدرتهای خارجی چه سرنوشتی برای من رقم میزنند؟» یا اینکه نه! واقعالازم است بگویم «من میتوانم کاری انجام دهم» و لازم است مرتب از خود بپرسم «آن کارهایی که من، به سهم خود و بهنوبه خود، میتوانم انجام دهم کدامها هستند؟» قدرتها به طلا و سایر مواد معدنی پربها و نادر در سودان، و نفت و سایر منابع ملی در وطن ما چشم طمع دوختهاند. بعضی کشورهای منطقه، و قدرتهایی چون عربستان سعودی و امارات متحده عربی، هم به دلایل مختلف در این خشونتگستریها ورود میکنند. سابقهٌ تخاصم محمد بن سلمان عربستان، و محمد بن زیاد امارات جدید نیست و به سودان و یمن هم خلاصه نمیشود. درسهای عبرتآموز از تجربه سودان، با نگاهی به سودان نشان میدهد که چگونه یک دیکتاتوری نظامی که از سال ۱۹۸۹ باکودتا بر سر کار آمد، تمام ارکان مدنی، احزاب و روزنامهها را تعطیل کرد و کشور را به سمت نابودی برد. نتیجه آن سالهااستبداد، اکنون حضور قشونهای داخلی است که کاملا از سوی قدرتهای خارجی منطقهای مانند امارات تغذیه میشوندتا به جان هم بیفتند و مردم بیگناه را به خاک و خون بکشند. سودان بدون دخالت خارجی هرگز به این نقطه از خشونت وتخریب و ویرانی نمیرسید. تجاوز به حقِ استقلال! این همان هشداری است که باید برای ایران جدی بگیریم، چرا که قدرتهای خارجی و نیروهای نیابتیشان، همان سناریوی«سودانیزه کردن» را برای میهن ما در سر دارند. و در این صورت، با سودانی شدن ایران، ابعاد کیفی و کمی خشونت و تجاوزدر کل منطقه افزایشی بیسابقه خواهد داشت. وضعیت امروز، حاصل یک جنگ روانی عظیم است که با تجاوز به حقِ آگاهی، و یا در واقع یعنی انتشار انواع سوءاطلاعات وضداطلاعات، اهدافی چون ایجاد حس حقارت، و از بین بردن اعتماد به نفس فردی و اعتماد به نفس ملی، و شکستن ارادهملی، و ایجاد حس ناتوانی و متقاعد کردن ایرانیان به ضرورت وابستگی، تجاوز به حقِ استقلال، و… را دنبال میکند. در این جنگ، اتاقهای فکر امنیتی و اطلاعاتی، پروژههایی را برای مدیریت افکار عمومی طراحی کردهاند. در اوج جنبش «زن،زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، از «توییتگیت» و «وکالتگیت» گرفته تا «منشور مهسا» در دانشگاه جورجتاون و… همگیقطعات یک پازل بودند که توسط افرادی چون رئیس موساد، دیوید بارنیا (از ماه جون ۲۰۲۱ تا جون ۲۰۲۶)، هدایت میشدند تاجنبشهای خودجوش مردمی را به سمت اهداف قدرتهای خارجی سوق دهند. در آن جنبش، عامل بسیار مهمی که مغفول ماند، بها دادن به استقلال بود، و در نتیجه آن شعار را باید با تبدیل آن به «زن، زندگی، استقلال، آزادی» به ضعاری پرشعورتر مبدل میکردیم! درسی که نگرفتیم، باعث تکرار همان اشتباه مرگبار در سال ۱۴۰۴-۱۴۰۵ شد! با تجاوز به حقِ استقلال، وابستگان و مهرههای خودفروخته و وطنفروش، چه در قالب چهرههای رسانهای، و چه برخینویسندگان، و سخنرانانِ «روشنفکران»، و چه احزاب «اتنیکی» و گروههای مسلح در مرزها، و چه «ژنِ خوبِ» فرقهٌ ولایتپهلوی و شرکا، بدون حمایت، و رانتهای رسانهای و تریبونها، و تدارکات، و دادههای اطلاعاتی قدرتهای خارجی مانندرژیم اسرائیل و آمریکا، اصلا نمیتوانستند وجود خارجی پیدا کنند. از طرف دیگر قدرتهای خارجی، لازم دارند که اینمهرههای «ایرانی» را بسازند، چرا که خود مثل استعمارگری در قرون پیش، نمیتوانند یک افسر امریکایی یا اسرائیلی را بر ایران حاکم کنند، و به تنهایی نمیتوانند پروژهٌ تخریب و تجزیه و تکهپاره کردن ایران را پیش ببرند! خطر تجزیهٌ میهن، تحت پوشش فدرالیسم، یکی از جدیترین تهدیدها، یک تلاش برای تکهپاره کردن ایران تحت عناوینفریبندهای چون «فدرالیسم استانی» است. اگر این نقشهٌ شوم قبل از تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، در پردهٌ ابهام بود، الان دیگر با اعترافاتِ علنیِ خودِ مهرههای وابسته در رسانهها، و نیز با فاشگوییهای بیفیلتر ترامپ، چه به صورت صوتی-تصویری در رسانههای همگانی، و چه در پیامهای نوشتاری بیمحابا در تروث سوشیال و سایر رسانههای شخصی، شکی باقی نیست که رژیم اسرائیل و امریکا بر تلاشهای خود برای تجزیه ایرن میافزایند. نتیجه این دسیسهها و فتنهکاویها، چیزی جز به جان هم انداختن اقوام ایرانی و ایجاد جنگهای بیپایان نیست. قدرتها در صهیونیسفر، کهآرزوی «اسرائیل بزرگ» را به عنوان «سرزمین موعود» برای «قوم برگزیدهٌ خداوند» در سر دارند، ایران مقتدر و مستقل را، همیشه مانع اصلی برای رسیدن به اهداف خود میبینند، و به همین دلیل نیاز دارند از استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالاری توسطِ خودِ ما ایرانیان، جلوگیری کنند.
راه حل و راه نجات از این بنبست، نه در واشینگتن است و نه در تلآویو، بلکه تنها در «خود ما» و در بازگشت به حقوق، وتلاش برای احقاقِ حقوق، از جمله حق ذاتی استقلال است. استقلال به معنای خودانگیختگی فردی و ملی، و تکیه بر حقوقاست، نه مراجعه به قدرتهایی که خود سازندهُ بحرانها و عامل بیثباتی در جهان هستند. چگونه میتوان از بحرانساز،انتظار راهِ حل برای رهایی از بحرانها داشت!؟ فرهنگ ایرانی همواره بر پایه «موازنه عدمی» و نپذیرفتن سلطه استوار بوده است. انقلاب مردم ایران در سال ۱۳۵۷ نیزفریادی علیه سلطهسالاری، و عصیان علیه سلطهگری قدرتهای بیگانه بود، که با منقلب شدن ایرانیان به وقوع پیوست.امروز هم اگر میخواهیم از سرنوشت سودانی شدن پیشگیری کنیم، باید منقلبتر شویم، و مطلقا از پذیرش هرگونهوابستگی به قدرتهای خارجی و مهرههای نیابتی آنها دوری گزینیم. نتیجهگیری مذاکرات و تحولات سیاسی تنها زمانی به نفع ملت ایران پیش خواهد رفت که ما به عنوان شهروندان، از بازتولیدو نشر گفتمان وابستگی در رسانههای اجتماعی و فضای عمومی پرهیز کنیم. دفاع از گروههای مسلحی که منتظر چراغ سبزبیگانه برای حمله به مرزها هستند یا حمایت از پروژههای اطلاعاتی قدرتهای خارجی، تجاوز به حق استقلال فردی ما،تجاوز به حق استقلال ملی ما، توسط خود ما است! وقتی که از ماست که بر ماست، از اجنبیان چه انتظاری میتوان داشت؟ من باید بدانم که هیچ کدام از قدرتها برای من و برای میهن من، آزادی و رفاه به ارمغان نمیآورد! راه حل در «خود من»، ودر «زمان من»، و بر اساس «حقوق من» است. اگر ما مردم، چاره را در خود بیابیم، و برای کمک از قدرتها، منفعلانه بهانتظار ننشینیم، و خارجیان را وارد امور داخلی خود نکنیم، هیچ قدرتی نخواهد توانست ایران را به سودانی دیگر تبدیل کند. |


