علی صدارت : بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشه‌های آن

علی صدارت در مصاحبه با آقای حسین جوادزاده از رادیوعصرجدید: بحران تجاوزات نظامی به ایران، و برخی ریشههای آن.

تاریخ تولید و انتشار: ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ | 07-08-2026 جمعه

❊❊❊

مطلب را به شکل صوتی، در👇همینجا👇بشنوید:

❊از تولیدات گروه رسانهای (سایت علی صدارت: رسانههای ملیِ همگانی به مثابه شاخه چهارم دولت)

https://alisedarat.com/2026/08/07/15736/

❊قطرهای از اقیانوسهای تلاشها برای برپایی، و پویایی، و پیشبرد مردمسالاری❊

linktr.ee/sedarat

❊❊❊

خلاصهای مختصر، فرازهایی از محتوی، و مطالب مرتبط:

جان لیمبرت (John Limbert) از کارمندان گروگانگیری شدهٌ سفارت امریکا در تهران، اخیرا(پنج روز پیش) مطلب سِّریِ بسیارمهمی را فاش گفت که ارتباط مستقیمی دارد با بحران تجاوزات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا به ایران، که در واقع یکی ازریشههای اصلی آن است! وی در زمان انقلاب ۱۳۵۷، از کارمندان سفارت امریکا در تهران بود که بعد از جملهٌ «دانشجویان خطامام» به سفارت دستگیر و به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفته شد:

https://youtu.be/1bpXJ6KYnvc

متن آوانگاری قسمتی از سخنان جان لیمبرت (John Limbert) در مصاحبه با شبکهٌ الجزیره، برنامه «باتملاین»  در یکشنبه۲اوت۲۰۲۶=۱۱مرداد۱۴۰۵ ساعت۲۱و۳۰دقیقه به وقت واشینگتن:

من قبلاً هم به این اشاره کردم. این فقط بخشی از این دروغ[پروپاگندا، جنگ روانی] است که توسط بیل کیسی ترویج شده است. وقتی او نوشت، او گفت، او ادعا کرد دلیلی که ما[ما کارمندان گروگان گرفته شدهٌ سفارت امریکا در تهران] آزاد شدیم زمانی که آزادشدیم، در ابتدای حکومت [رونالد] ریگان، به این دلیل بود که ایرانیها، جمهوری اسلامی از یک حکومت سرسخت ریگان کهجایگزین یک حکومت ضعیفتر کارتر میشد، میترسید. این، دروغ را سرپوش میگذارد، که البته این بود که:

 او ایرانیها را متقاعد کرده بوداو به ایرانیها رشوه داده بود تا ما را سه ماه بیشتر نگه دارند تا انتخاب شدن ریگان در[نوامبر] ۱۹۸۰ را تضمین کند. منظورم این است که توافق انجام شده بود، توافق در سپتامبراکتبر ۱۹۸۰  انجام شده بود[«اکتبر سورپرایز»]. درست است.

اما کیسی قولِ اسلحه داده بود، او قول داده بوددر واقع برخی تسلیحات را تحویل داد به ایران، به ایرانیها اگر ما را بیشترنگه دارند. البته از آنجایی که آنها از قبل از کارتر بدشان میآمد، این یک پیشنهاد بسیار آسان برای پذیرش بود.

قبل از شروع تجاوزات نظامی رژیم اسرائیل و امریکا در خرداد ۱۴۰۴ و ادامهٌ آن تا به امروز، قدرتها باید اول زمینه آن تجاوز وجنگ نظامی را فراهم میکردند. این قدرتها باید اول  مردم را در جنگ احساسیروانی شکست میدادند تا با روایتسازی وروایتپردازی، افکار عمومی را پذیرای جنگ فیزیکی و خشونتگستریها و جنگافروزیها و تجاوزها به حقوق بگردانند. یکیاز ضروریات اولیه در این جنگ احساسیروانی این بود که قدرتها بتوانند عدهای از مردم را همراه و بلکه همکار خودبگردانند، هر چه بیشتر بهتر!

هستهٌ ابتدایی و اصلی این ضروریت را، با گروگانگیری اعضای سفارت امریکا در تهران، و سازشها و معاملات پنهانی ریگانو شرکا با خمینی و شرکا برای آزاد نکردن(نکردن!) گروگانها، کلید زدند! توجه بفرمایید: برای آزاد نکردن(نکردن!) گروگانها، نهبرای آزاد کردن آنها! یعنی پروژه موفقی که به «اکتبرسورپرایز» معروف شد. پروژهای با یک تیر، و چندین نشان و هدف! و درمرکز آن هدفها عوض کردن نظرِ افکارِ عمومیِ دنیا در رابطه با «انفلاب اسلامی ایران»

ولی حتما باید پرسید که چرا ایران و ایرانیان در دنیا، به عنوان «دشمن شمارهٌ یک» شناخته میشوند؟ این دُگم را ۱چه زمانیو ۲چه کسانی در افکار عمومی جهان حک کردند؟

۱پاسخِ سوالِ «چه زمانی» را خود آنها مکررا ذکر کرذهاند: «۴۷ سال پیش»!

۲پاسخِ سوالِ «چه کسانی» را هم خود آنها مکررا ذکر کردهاند: «ایرانیان»!

۱پاسخ اولی درست است، ولی باید دقیقتر گفته شود! همیشه منظور از «۴۷ سال پیش»، در ظاهر حمله به سفارت امریکا درتهران و بهگروگان گرفتن کارمندان آن بوده است، البته فقط در ظاهر!

ولی پشتِ پردهٌ گروگانگیری، واقعا چه بود؟

در آن زمان، زیر فشار افکار عمومی مردم امریکا، جیمی کارتر به پهلوی اجازهٌ ورود به خاک امریکا را نمیداد. ابراهیم یزدی، در این مصاحبه، فاش منکند که نیکسون و کیسینجر و راکفلر، به کارتر  فشار آوردند که محمدرضاشاه پهلوی را به امریکا راهدهد، برای اینکه میدانستند این عمل باعث گروگانگیری امریکاییهایی که در آن موقع در ایران بودند خواهد شد!

ابراهیم یزدی: سه نفر کارتر را ناچار کردند به پهلوی اجازه ورزو به امریکا را بدهد، با علم به اینکه میدانستند آمدن پهلوی به امریکا باعث گروگانگیری میشود

«همه اطلاعاتی که منتشر شده، و وجود داره، این هستش که ۳ نفر: کیسنجر، راکفلر، نیکسون، فشار آوردن به کارتر که شاه رو بپذیره. شاه رو بپذیره [به او اجازهٌ ورود با امریکا را بدهد]، با علم به اینکه اگه بپذیرن، در ایران گروگانگیری میشه. و گروگانگیری بهبه لابی نیکسون، راکفلر اینها امکان را میداد که کارتر رو وادار بکنن به اینکه پولهای ایران رو بلوکه بکنه تا بتوانن ۴ میلیارد دلار خودشون رو نقد بکنن،  و کردن!

در حالی که حتی اگر ایران میومد میگفت منم چهار میلیارد دلار رو میپذیرم، میپردازمصرف داشت تا اینکه نقد بپرداز چرا برای اینکه اون ۴ میلیارد دلار بهره بانکی ۴٪ بود در حالی که نرخ بهره بانکی در اون موقع ۱۸٪ بود. اگر قرار بود که به دلیل گروگانگیری ما پول رو بپردازیم، خب بدون گروگانگیری میپذیرفتیم!»

این خود زمینهساز و هستهٌ اولیهٌ بهانهای شد برای آمادهسازی افکار عمومی ایران برای توجیه حمله به سفارت امریکا درتهران، که بهگروگان گرفتن اعضای آن منتهی شد. ایرانیان دخالتهای قدرتها در امور داخلی خود را تجربه کرده بودند و ازتکرار کودتا از نوع ۲۸مرداد۱۳۳۲ توسط امریکا و انگلیس، بسیار مضطرب و نگران بودند.

با اینکه تا فقط مدت کوتاهی قبل از انقلاب، پهلوی برای قدرتهای غربی، بهعنوان مهرهٌ دستنشانده و وابسته به غرب،مهمترین حاکم در کشورهای منطقه بود و برایشان یکی از محبوبترین آنها بهشمار میرفت! افکار عمومی دنیا(از جمله مردمامریکا) در سال ۱۳۵۷، آنچنان طرفدار و حامی انقلاب ایران و ایرانیان بود که هیچ کشوری حاضر نمیشد که به خانوادهٌپهلوی اجازه ورود به خاک خود را بدهد. با این یادآوری که در «جنبش سبز» در ۱۳۸۸ و در جنبش «زن، زندگی آزادی» در ۱۴۰۱هم مردم جهان شاهد توانایی مردم ایران را برای درآمیختن با افکار عمومی دنیا از خود بروز دادند. این جو باید میشکست! چهرهُ ایران انقلابی و چهرهُ ایرانیان منقلب شده که با خودانگیختگی و استقلال، رژیم شاهنشاهی پشتیبانی شده توسطغرب را، بدون کمک قوای نظامی خارجی، و یا میلیشیا و جنگ داخلی، برانداخته بودند، باید به یک چهرهُ تیره و تار و پلیدمبدل میشد. در این رابطه، پروژهٌ قدرتها مبنی بر  «گروگانگیری» و تاخیر در آزاد کردن آنها، بسیار موفق بود. ابعاد کیفی وکمی این موفقیت، در عرض حدود نیم قرنی که از آن میگذرد، بیشتر هم شده است!

رابرت مالی، رئیس تیم مذاکرهکننده حکومت بایدن گفت: «امریکا خواهان یک نظام دموکراتیک برای ایران نیست.» او هم با ایناعتراف صریح، در زمرهّ افرادی قرار گرفت که دلیل تخاصمها و تقابلها و تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا را، علیهایران و ایرانیانِ بعد از انقلاب، بهطور واضح و روشن اعلام کردهاند.

لازم به گفتن نیست که حمله به سفارت امریکا و گروگانگیری، عملی عیرقانونی بود و نباید انجام میگرفت! ولی واقعیت دقیقیکه تلاش شده زیر این پوشش، مخفی شود این است که منظور از  «۴۷ سال پیش» و اینکه چرا از آن موقع ایران و ایرانیان دردنیا، به عنوان «دشمن شمارهٌ یک» شناخته میشوند، در واقع منقلب شدن ایرانیان، و انقلاب ایران در ۲۲ بهمن است، و نهگروگانگیری! چرا که قبل از آن، و بهخصوص بعد از کودتای امریکاییانگلیسیِ ۲۸مرداد۱۳۳۲، ایران و ایرانیان کشور و ملتِهمپیمان و دوستِ غرب خوانده میشدند! برای یادآوری و به عنوان مثال، میتوان از بالاترین مقام امریکایی، و آنهم فقط کمتراز ۱۴ماه قبل از انقلاب سندی را متذکر شویم. جیمی کارتر در ۳۱دسامبر۱۹۷۷ در شب سال نو میلادی! در تهران در کنار پهلویکفت: «ايران به خاطر رهبرى فوقالعادهٌ شاه، در يكى از پرمخاطرهترين نقاط دنيا، به يك جزيره ثبات تبديل شده. اين خيلىمرهون شماست اعليحضرت»! این پشتیبانیها تا ۱۱فوریه۱۹۷۹ (بهمن۱۳۵۷) ادامه داشتند!

کارتر: ايران، در يكى از پرمخاطره ترين نقاط دنيا، به خاطر رهبرى فوق العاده شاه، به يك جزيره ثبات تبديل شده. اين خيلى مرهون شماست اعليحضرت

Jimmy Carter: Iran, because of the great leadership of the Shah, is an island of stability in one of the more troubled areas of the world. This is a great tribute to you, your majesty, and to your leadership, and to the respect and the admiration and love which your people give to you.

۲پاسخ دومی ولی مجموعهای از دروغها و سوءاطلاعات و ضداطلاعات و پروپاگندا بوده، که برای پوشش روایت واقعیساختن و پرداخته شده است. مجموعهُ این پروپاگندا(عبارت دقیقی که توسط جان لیمبرت بهکار برده شده: propagated=پروپگندا کردن به معنای ساختن و پرداختن دروغها و سوءاطلاعات و ضداطلاعات، و بهجای واقعیت نشاندنآنها) را میتوان به طور دقیق در یک کلام خلاصه کرد: جنگِ احساسیروانی! و بهطور دقیقتر: جنگِ احساسیروانیِقدرتها علیه ملتها! روایت واقعی این است که این طرح و پروپگندا(مفهومی که جان لیمبرت به آن اعتراف میکند)، ساخته وپرداختهٌ خودِ امریکاییها بود، نه ایرانیان! بهطور مشخص در این اعتراف لیمبرت، بیل کیسی! که از افراد کلیدی در حلقهٌمرکزی ستاد انتخاباتی رونالد ریگان بود.

❊توجه کنید! بیل (ویلیام) کیسی، جرج بوش، وکه در هستهٌ اصلی مبارزات انتخاباتی برای ریاست جمهوری رونالد ریگانبودند، از خمینی و شرکا خواستند که گروگانها(شهروندان امریکایی) را آزاد نکنند!(نکنند!)

طی سالها در این ۴۷ سال اخیر، اخبار زیادی در باره تاریخ واقعی این طرح برای بحرانسازی و بیثباتیگردانیِ ایرانمنتشر، و اسناد و اسرار زیادی فاش شدهاند. ولی ژنرالهای جنگِ احساسیروانی با اسلحهای که در اختیار دارند، یعنیرسانهها و شبکههای خبری صهیونیسفر در سراسر دنیا، توانستهاند این واقعیت را به زیر پوشش میغ ببرند و در آنجا نگهدارند. به عبارت دیگر تلاش آنها برای ایجاد سانسور و تحمیل خودسانسوری، در عمل بسیار موفق بوده است!

ریگان و شرکا، متاسفانه موفق شد با یک تیر، چندین نشان را هدف قرار دهد. یکی از آن هدفها، مدیریت روایت در افکارعمومی دنیا، و بهخصوص افکار عمومی منطقه و از جمله و بهویژه افکار عمومی ایرانیان بود. بهطوری که از انقلاب ایران،یک تصویر وحشی و خشن در اذهان عمومی مصور کند، تا مردم سایر کشورهای زیرسلطه در منطقه و در سراسر دنیا، هوسانقلاب نکنند! این پروژه جنگ روانی آنقدر موفق بوده که حتی در میان برخی ایرانیان واژهٌ «پنجاهوهفتی» به عنوان یک ناسزااستفاده میشود! در پیروزی این پروژه، افراد و گروههایی که انقلاب را به سرقت بردند، و در راس آنها خمینی، نقشِ بسیارمهمی را ایفا کردند. فهم خمینی از انقلاب، عکسِ حقیقت بود. انقلاب موقعی واقع میشود که خشونت و تجاوزها به حقوق، ازحد بیشتر میگردد و هرگونه اصلاحی در حاکمیت، با سرکوب و خشونت روبرو میشود. در این صورت مردمی که بهحقوقشان  با سرکوب و خشونت تجاوز شده، منقلب میشوند و برای خشونتزذایی و تغییرات بنیادین در کشور، انقلابمیکنند.

خمینی برای اینکه «انقلابی» نبوده، پوزش خواست و در مورد اینکه از زاویهٌ دید ضدانقلابیِ او برای «انقلابی» بودن چهکارهایی باید میکرده گفت: «باید قلم تمام مطبوعات را میشکستیم، مطبوعات را تعطیل میکردیم، زبانها را میبریدیم،چوبههای دار اعدام را برپا میکردیم!»

خمینی: «…اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم و روسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزب‌های فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم و روسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم و چوبه‌های دار را در میدان‌های بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمت‌ها پیش نمی‌آمد. من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز عذر می‌خواهم، خطای خود را غذر می‌خواهم. ما مردم انقلابی نبودیم … اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم، تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم، یک حزب! و آن حزب الله، حزب مستضعفین و من توبه می‌کنم از این اشتباهی که کردم. و من اعلام می‌کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سر جای خودشان ننشینند ما به طور انقلابی با آنها عمل می‌کنيم»

❊[از خود بپرسیم، اگر خمینی این حرف‌ها را قبل از انقلاب و در عراق، و یا حتی در فرانسه می‌زد، اصلا امکان داشت مردم منقلب شدهٌ ایران، او را به انقلاب خود ر اه دهند؟!❊

این در حالی است فقط مدت کمی از انقلاب گذشته بود که ماهیت تفکر خمینی و شرکا بر مردم آشکار شده بود. مردم ایرانصلحطلب و خواهان مردمسالاری بوده و هستند. همین حقیقت بود که خمینی و شرکا را برآشفته بود، و از اینکه «انقلابی» عمل نکرده بودند پشیمان کرده بود. ایرانیان در مقابل تروریسم خمینی و شرکا ایشتادگی کردهاند. با این حال است که چندروز پیشمعاون ترامپ،  جی دی ونس به توهین و تخریبهای معمول علیه ایران و ایرانیان ادامه داد و ما را «۹۲ میلیون نفرتروریست» خواند!

جرقهٌ انقلاب ۱۳۵۷ را خودِ رژیم ولایت مطلقه پهلوی، با انتشار مقالهٌ «ایران و استعمار سرخ و سیاه»، به انبار باروتخودساختهٌ نارضایتیهای جامعهٌ سرکوب شدهٌ ایران زد! در ۱۷دی۱۳۵۶ مقالهای با نام مستعار «احمد رشیدیمطلق» درروزنامه اطلاعات چاپ شد. این نوشته با دستور دربار شاه تهیه شد و روحالله خمینی را به وابستگی به استعمار و ارتجاعمتهم کرد. انتشار این متن خشم عمومی را برانگیخت و به قیام ۱۹دی۱۳۵۶ قم انجامید.

آنچه باعث شروع انقلاب ایران شد، عملکرد پهلوی و شرکا و قدرتهای حامی آنها بود، یعنی چپاولِ نفت و سایر منابع ملیایرانیان، و خشونت و سرکوب ایرانیان. شروع انقلاب، در ۲۲بهمن۱۳۵۷ و یا ۱۷دی۱۳۵۶ نبود! در زمان رژیم ولایت مطلقهٌپهلوی، منقلب شدن مردم ایران و اعتراضات به استعمارگری قدرتها، توسط مصدق و فاطمی بارز شد. ولی استعمارگران باکودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، تلاش آنها را برای دموکراسی و حاکمیت قانون در ایران را در آن زمان خنثی کردند.

اگر کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲، مانند واقعهٌ ۲۵مرداد۱۳۳۲ خنثی میشد، چه بسا که اکنون ژنرالهای جنگ احساسیروانی، زمانِ«دشمن شمارهٌ یک» شدن ایرانیان را نمیگفتند «۴۷ سال پیش»، بلکه میگفتند «۷۳ سال پیش»!!!

ولی اصلا باید پرسید که اگر کودتای ۲۸مرداد۱۳۳۲ خنثی میشد، و سلطهسالاران نمیتوانستند در «قلب طپندهٌ دنیایاسلام»(قولِ گری سیک) سرکوب و استبداد برقرار کنند، آیا اصلا خمینی و پدیدهای به نام «خمینیسم» و «تروریسم اسلامی» میتوانست ظهور کند؟

آیا اگر به خاطر تجاوزها به حقوق توسط قوای نیابتی غرب در منطقه، یعنی رژیم پهلوی و اسرائیل، نبود، آیا اصلا خمینیسمو القاعده و طالبان و داعش و حماس و حزبالله و حشدالشعبی و انصارالله وو سایر «قوای نیابتی» اصلا امکان بهجودآمدن را پیدا میکردند!

ریشهٌ جنگها و خشونتگستریهای امروز، ایران و ایرانیان نیستند! خودِ سلطهسالاران هستند، و خودِ رژیم اسرائیل و سایرِقوایِ نیابتیِ غرب (از جمله کشورهای منطقه که بعد از ۱۳۵۷ با حمایت قدرتها و ساختن پایگاههای امریکا در کشورشان بهموقعیت امروز رسیدهاند) هستند!

آیا رژیم اسرائیل و امریکا، بدون پایگاههای امریکا در منطقه، میتوانستند به میهن ما تجاوز کنند؟

آیا رژیم اسرائیل و امریکا، میتوانستند بدون پایگاههای نظامی و اطلاعاتیامنیتی رژیم اسرائیل و امریکا در اقلیمکوردستان، و بدون «حزب دموکرات کردستان ایران» و «کومهله» و سایر گروههای مسلح نیابتیِ «اتنیکیِ» «فدرالیستِ» خودکه ۴۷ سال است با پشتیبانیهای رژیم اسرائیل و امریکا به بیثباتیسازی در وطن ما مشغول بودهاند، و قرار بود درحملههای ۱۴۰۴ به ایران، وطن ما را تجزیه و تکهپاره کنند تا مانع اصلی تشکیل «اسرائیل عظیم» در «سرزمین موعود» برای«قومِ برگزیده» برداشته شود، میتوانستند این جنگ فاجعهبار را به ما و به دنیا تحمیل کنند؟!

بدین ترتیب، از دید سلطهسالاران، اِشکال اصلی این است که دیگر نمیتوانند با روشهای استعمارگری قرون گذشته، بهاستعمارگریهای خود ادامه دهند! و مردم قرن بیستویکم، مانند مردمِ قرون گذشته، در مقابل تجاوزها به حقوق، دیگرمنفعلانه در گوشهای به تماشاگری نمینشینند!

از همان موقع، تجاوزها و خشونتهای مختلف، از جمله خشونتهای اقتصادی بلوکه کردن پولهای ایران، و شدیدترینتحریمهای اولیه و ثانویه به عنوان تروریسم اقتصادی، علیه ایران به اجرا در آمد. کارتر، در استقبال از گروگانهای امریکائی کهرها گردیده و از تهران به به آلمان برده شده بودند، گفت: ایرانیان را چنان نقره داغ کردم که هرگز از یادشان نرود.

صحنهسازی و صحنهپردازیِ برنامه آزاد شدن گروگانها و خروجشان از ایران، طوری تنظیم شده بود که درست هنگام مراسمسوگند خوردن ریگان به عنوان رئیس جمهور جدید اجرا شود، که حداکثر تاثیر روانیِ مطلوبِ قدرتها را داشته باشد!

رابرت مالی، رئیس تیم مذاکرهکننده حکومت بایدن: امریکا خواهان یک نظام دموکراتیک برای ایران نیست. او هم با این اعترافصریح، در زمرهّ افرادی قرار گرفت که دلیل تخاصمها و تقابلها و تجاوزهای رژیم اسرائیل و امریکا و شرکا را، علیه ایران وایرانیانِ بعد از انقلاب، بهطور واضح و روشن اعلام کردهاند.

به علت اینکه اهمیت گروگانگیری در افکار عمومی با گذشت زمان کمرنگ میشد، قدرتها خود را نیازمند گشودن جبههٌ جدیدیدر جنگ احساسیروانی و ساختن بحران دیگری دیدند، تا آن را به روایت دروغین خود از «انقلاب اسلامی ایران» بچسبانند وافکار عمومی را از آن در وحشت و اضطراب نگه دارند.

روایت دیگری که حدود بیست سالی است که قدرتمداران برای تجاوزها به ایران و ایرانیان بهانه کردهاند، پروپاگندا و دروغدستیابی ایران به اسلحه اتمی است. در این مدت، نتانیاهو در هر فرصتی گفته «…ایران تا دو هفتهٌ دیگر مسلح به سلاحاتمی میشود…» و این جنگ احساسیروانی و این دروغ دو هفته را، بیش از دو دهه است که ادامه داده و مکررا تکرارمیکند!  در حالیکه حداقل از سال ۲۰۰۷ به این سو، همه بررسیهای امنیتیاطلاعاتیها نشان داده است که ایران در حالساخت سلاحهای هستهای نیست.

با نگاهی سطحی به خشونتها، از جمله خشونتهای اقتصادی (تروریسم اقتصادی=مسدود کردن تنگهٌ دلار و سیستم بانکیدر ۴۷ سال اخیر)، و سیاسی، و. و فیزیکینظامی، و احساسیروانی،  جای تعجب نیست که بسیاری میگویند اگر اسلحهاتمی داشتیم مورد تجاوز قرار نمیگرفتیم! و بسیاری هم میگویند هر طوری شده باید اسلحه اتمی تهیه کنیم!

اگر دلیل حملهها واقعا آنطور که میگویند ممانعت از داشتن سلاح اتمی بود، برای رژیم اسرائیل و امریکا یک فرصت طلاییپیش آمده که از مسلح شدن ایران به سلاح هستهای پیشگیری کنند! آنها باید هرچه زودتر کنترل تنگه هرمز و تمام مطالباتاعلام شده از مذاکره کنندگان ایران را به ایرانیان بدهند! ولی موضوع و دلیل واقعی آن است که قدرتها نمیخواهند در ایرانیک نظام مردمسالار برقرار و مستمر گردد!

دلیل اصلی تجاوزها به حقوق ایران و ایرانیان، و بحران تجاوزات نظامی اخیر به ایران طی بیش از یک سال گذشته،خشونتگستریِ قدرتمدارانی است که هنوز در قرون گذشته زندگی میکنند، و با معیارهای آن زمانها، خود را انسانهاییبرتر میدانند، و ما را حتی «حیواناتِ انساننما» میدانند!

از سوی دیگر پویایی و باورِ  یک حداقل لازمی از ما ایرانیان به فرهنگ استقلال و آزادگی و حقوقمداری و خشونتزدایی ومردمسالاری بوده است که در سختترین شرایط، ایرانیان، خطرهای عظیمی را از وطن خود، و از حیات ملی خود دور کردهاند!

ایستادگی ما در این فرهنگ است که با خشونتزدایی ما را در مذاکرات جاری بین ایران و قدرتهای منطقه و بقیه دنیا، پیروز وسرفراز میگرداند!

در صورتیکه هر کدام از همهٌ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، منقلبتر شویم و به این فرهنگ وفادار بمانیم و در آن ایستادگیو استقامت بیشتری کنیم، میتوانیم برای خود و برای نسلها آینده، سرنوشتهای خوب و خوبتری را بسازیم.

به علت ایستادگی پیروزمندانهٌ ایرانیان در مقابل تجاوزهای دو «ابرقدرت هستهای»، افکار عمومی دنیا در رابطه با ایرانیان،مثبتتر شده است. ما مردم با دفاع پیروزمندانه از خود، در جنگ احساسیروانی قدرتها علیه ملتها، اسلحه را در دستمتجاوزان، بیاثر کردهایم. دیوید بارنیا، بعد از شکست در تلاشهای پنجسالهٌ خود برای تکهپارهکردن ایران دیگر رئیس موسادنیست، و برخی دیگر ژنرالهای جنگ روانی در رژیم اسرائیل به علت شکست در مقابل ایرانیان حذف شدهاند. همین امروز همدر خبرها دیدیم که رئیس جدید موساد دو مقام ارشد این سازمان جاسوسی را بهدلیل شکست طرح تجزیه و تکهپاره کردن ایرانبرکنار کرده است. یکی از مقامهای برکنارشده ریاست اداره اطلاعات موساد را بر عهده داشت و دیگری رئیس بخش ایران اینسازمان بود.

نتانیاهو هم بهزودی رفتنی است! دیر یار زود، ترامپ هم میرود!

آنچه برای چندین سال مانده و میماند، ایران و ایرانیان هستند!

کمکم برای باری دیگر پشتیبانی و حمایتهای افکار عمومی دنیا، به کمک ایران و ایرانیان میآید. در صورتیکه ما با استقامتو ایستادگی، بیشتر به فرهنگِ ایرانیِ استقلال و آزادگی و حقوقمداری و خشونتزدایی و مردمسالاری وفادار بمانیم، افکارعمومی دنیا مانند سال ۱۴۰۱، و ۱۳۸۸ به پشتیبانی ما خواهند آمد. اگر بیشتر تلاش کنیم و حمایت افکار عمومی از ایران وایرانیان را به حالتی که در دوران انقلاب ایران شاهد بودیم، برسانیم، پیروزی ما برای استقرار و استمرار و پیشبرد مردمسالارینزدیکتر خواهد بود!

❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊❊

❊آگاهییابی و آگاهیرسانی، حقی از حقوق بشر است❊

حقوقمدارتر شدن و تلاش برای حقوقمدارتر کردن، از پیشنیازهای برپایی و پویایی مردمسالاری در هر جامعهای است. برای این کار، یکی از مهمترین راهها، احقاق حق اطلاعیابی، و احقاق حق اطلاعرسانی است.

برای انجام این مهم، هر کدام از همگیِ ما، به سهم خود و به نوبهٌ خود، با خودانگیختگی، و با احقاق حق استقلال، و با احقاق حق آزادی، میتوانیم از استعداد خلاقیت خود بهره بگیریم و در ابتکار راههای مختلف، کوشا شویم.

یک راه آسان برای مشارکت در ساختن سرنوشتی خوب و خوبتر در اینجا برای شما فراهم شده، و به شما هم پیشنهاد میشود:

لینک مطلب در رسانهها و شبکهبندیهای اجتماعی، برای: عضو شدن و دنبال کردن(follow) و مشترک شدن، رایدادن، ابراز نظر، پسندیدن(like)، همرسانی(share) کردن، پیاده کردن(download)، به دوستان خود ایمیل کردن، و، و لطفا ابتکار برای سایر روشهای انتشار و همرسانی:

مطلب را به صورت تصویری در این رسانهها ببینید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:

اینستاگرام:

https://www.instagram.com/p/DbwBWsiD34a/

صفحه  فیسبوک:

https://www.facebook.com/Sedarat57/videos/1908326306790078

یوتیوب:

https://youtube.com/live/BUzZXgH9ENo

مطلب را همچنین میتوانید به شکل صوتی،  در این رسانهها بشنوید و در همرسانی مشارکت بفرمایید:

اسپاتیفای:

https://open.spotify.com/episode/12d3nTwjck9MBgVXjmhb8C?si=_JgZM0CWSnG9JZO9H2dsXg&nd=1&dlsi=3b96fa134a614dee

کستباکس

castbox.fm/channel/علیصدارت-id3317800?country=us

 

Golzar

Next Post

مهران مصطفوی: بنی‌صدردر شطرنج انقلاب چه‌گونه بازی‌کرد؟

چ آگوست 12 , 2026
ابوالحسن بنی‌صدردر شطرنج انقلاب چه‌گونه بازی‌کرد؟ گفت‌وگو ی اکبر کرمی و مهران مصطفوی Post Views: 42

پست‌های مرتبط

YouTube
Instagram
Telegram